تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
تفسير:
موسى در خانه «شعيب»
اين، «ششمين صحنه» از زندگى موسى عليه السلام، در اين ماجراى بزرگ است.
موسى عليه السلام به خانه «شعيب» عليه السلام آمد، خانهاى ساده و روستائى، خانهاى پاك و مملو از معنويت، بعد از آنكه سرگذشت خود را براى «شعيب» عليه السلام بازگو كرد، يكى از دخترانش زبان به سخن گشود و با اين عبارت كوتاه و پر معنى، به پدر پيشنهاد استخدام موسى عليه السلام براى نگهدارى گوسفندان كرد، «گفت: اى پدر! اين جوان را استخدام كن، چرا كه بهترين كسى كه مىتوانى استخدام كنى، آن فرد است كه قوى و امين باشد» او هم امتحان نيرومندى خود را داده هم پاكى و درستكارى را «قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ».
دخترى كه در دامان يك پيامبر بزرگ پرورش يافته، بايد اين چنين مؤدبانه و حسابشده سخن بگويد، و در عبارتى كوتاه و با كمترين الفاظ، حق سخن را ادا كند.
اين دختر، از كجا مىدانست كه اين جوان هم نيرومند است و هم درستكار؟
با اين كه نخستين بار كه او را ديده بر سر چاه بوده و سوابق زندگيش براى او روشن نيست.
پاسخ اين سؤال، معلوم است: قوت او را به هنگام كنار زدن چوپانها از سر چاه براى گرفتن حق اين مظلومان، و كشيدن دلو سنگين يك تنه از چاه فهميده بود، و امانت و درستكاريش آن زمان روشن شد كه در مسير خانه «شعيب» عليه السلام راضى نشد دختر جوانى پيش روى او راه برود، چرا كه باد ممكن بود لباس او را