تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
به من سپرده نشده، مگر اين كه پستان مرا پذيرفته است»! حاضران اين سخن را تصديق كردند، و هر كدام هديه و تحفه گرانقيمتى به او دادند!. «١»
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: «سه روز بيشتر طول نكشيد كه خداوند نوزاد را به مادرش بازگرداند»!
بعضى گفتهاند: اين تحريم تكوينى شيرهاى ديگران براى موسى عليه السلام، به خاطر اين بود كه خدا نمىخواست از شيرهائى كه آلوده به حرام، آلوده به اموال دزدى و جنايت و رشوه و غصب حقوق ديگران است، اين پيامبر پاك بنوشد، او بايد از شير پاكى همچون شير مادرش، تغذيه كند، تا بتواند بر ضد ناپاكىها قيام كند، و با ناپاكان بستيزد.
***
و به اين ترتيب «ما موسى را به مادرش بازگردانديم، تا چشمش روشن شود و غم و اندوهى در دل او باقى نماند، و بداند وعده الهى حق است اگر چه اكثر مردم نمىدانند» «فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لاتَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ». «٢»
در اينجا سؤالى مطرح است، و آن اين كه: آيا فرعونيان موسى عليه السلام را به مادر سپردند كه او را شير دهد و در خلال اين كار، همه روز، يا گاه به گاه، كودك را به دربار فرعون بياورد، تا ملكه «مصر» ديدارى از او تازه كند؟ و يا كودك را در دربار نگه داشتند و مادر موسى در فواصل معين مىآمد و به او شير مىداد؟
دليل روشنى بر هيچ يك از اين دو احتمال نداريم، اما احتمال اول نزديكتر به نظر مىرسد.