تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧
آگاهى پيروى مىكنند و تابع هيچ منطقى نيستند» «بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ».
اينها را خداوند به خاطر اعمالشان در وادى ضلالت افكنده است «و چه كسى مىتواند آنها را كه خدا گمراه كرده است، هدايت كند»؟! «فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ».
تعبير به «ظَلَمُوا» به جاى «اشركوا» اشاره به اين است كه: «شرك» خود بزرگترين «ظلم» محسوب مىشود، ظلم بر خالق از اين نظر كه مخلوقش را همرديف او قرار دادهاند (و مىدانيم ظلم اين است كه چيزى را در غير جاى خود قرار دهند).
و ظلم بر خلق خدا، كه آنها را از راه خير و سعادت، كه راه توحيد است باز داشتهاند.
و ظلم بر خويشتن، كه تمام سرمايههاى وجود خود را بر باد داده و در بيراهه سرگردان شدهاند.
ضمناً، اين تعبير، مقدمهاى است براى جمله بعد، كه اگر خداوند آنها را از طريق حق گمراه ساخته، به خاطر ظلمشان است، همان گونه كه در سوره «ابراهيم» آيه ٢٧ مىخوانيم: وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِيْنَ: «خداوند ظالمان را گمراه مىسازد».
و مسلّم است كسانى را كه خدا رهايشان سازد، و به خويشتن واگذار كند، «براى آنها هيچ يار و ياورى نخواهد بود» «وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ».
و به اين ترتيب، سرنوشت شوم اين گروه را روشن مىسازد، چرا چنين نباشد در حالى كه آنها مرتكب بزرگترين ظلمها شدهاند، عقل و انديشه خود را از كار انداخته، به آفتاب علم و دانش پشت كرده، و به تاريكى هوا و هوس روى