تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
به اين ترتيب، مجلسى در حضور انبياء و پيامبران تشكيل مىشود، و اين مشركان كوردل و لجوج در آن مجلس بزرگ، مورد بازخواست قرار مىگيرند، در آنجا است كه به عمق فاجعه شرك آشنا مىشوند، و حقانيت پروردگار و پوچى بتها را به روشنى مىبينند.
جالب اين كه: قرآن در اينجا تعبير به «ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ» مىكند، يعنى پندارهاى بىاساسشان در مورد بتها، همه از نظرهاشان محو و غائب مىشود، چرا كه عرصه قيامت عرصه حق است، و جائى براى باطل در آنجا نيست، باطل از آن صحنه گم مىشود و محو مىگردد.
اگر در اينجا باطل پردهاى از حق بر خود مىپوشاند، و چند روزى به فريبكارى مشغول مىشود، در آنجا پردههاى فريب و نيرنگ كنار مىرود، و جز حق چيزى باقى نمىماند.
در روايتى از امام باقر عليه السلام در تفسير جمله «وَ نَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً» چنين مىخوانيم: مِنْ هذِهِ الامَّةِ امامُها: «يعنى از اين امت نيز امامش را برمىگزينيم». «١»
اين سخن، اشاره به آن است كه در هر عصر و زمانى، شاهد و گواه معصومى براى امت لازم است، و حديث فوق از قبيل بيان مصداق اين معنا است.
***