تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
سوم اين كه: «ما پاداش دنيوى او را داديم» «وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا».
اين پاداش، كه به صورت سربسته بيان شده، ممكن است اشاره به امور مختلفى باشد: مانند نام نيك و لسان صدق در ميان همه امتها، چرا كه همه به ابراهيم عليه السلام به عنوان يك پيامبر عظيم الشأن احترام مىگذارند، به وجود او افتخار مىكنند و شيخ الانبيايش مىنامند.
آبادى سرزمين مكّه به دعاى او، و جذب همه دلها به سوى او، و يادآورى خاطرات پرشكوه و ايمان آفرين و سازندهاش همه سال در مراسم حج، يكى ديگر از اين پاداشها است.
چهارم اين كه: «او در آخرت نيز از صالحان است» «وَ إِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ».
و اين يك مجموعه كامل از افتخارات را تشكيل مىدهد.
***
نكتهها:
١- بزرگترين افتخار
داخل بودن در «صالحان»، به طورى كه از آيات زيادى از قرآن بر مىآيد اوج افتخارى است كه ممكن است نصيب يك انسان بشود، و لذا بسيارى از پيامبران از خدا تقاضا مىكردند كه آنها را در زمره صالحان قرار دهد.
«يوسف» بعد از رسيدن به برترين پيروزيهاى ظاهرى به پيشگاه خدا عرض مىكند: تَوَفَّنِى مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِى بِالصَّالِحِيْنَ: مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق كن». «١»
«سليمان» نيز، با تمام حشمت و جاه و جلالش عرض مىكند: أَدْخِلْنِي