تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤
خلاصه، مسلمانان در آن روز، از جهات مختلفى خوشحال شدند:
از پيروزى اهل كتاب بر مجوسيان، كه صحنهاى از غلبه خداپرستى بر شرك بود.
از پيروزى معنوى به خاطر ظهور اعجاز قرآن.
و از پيروزى مقارن آن، كه احتمالًا «صلح حديبيه» يا يكى ديگر از فتوحات مسلمين بود.
***
باز هم براى تأكيد بيشتر، مىفرمايد: «اين وعدهاى است كه خدا داده است» «وَعْدَ اللَّهِ». «١»
«و خداوند هرگز از وعدهاش تخلف نخواهد كرد، هر چند اكثر مردم نمىدانند» «لايُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ».
و علت عدم آگاهى مردم، عدم معرفتشان نسبت به خدا و علم و قدرت او است، آنها خدا را به درستى نشناختند، و لذا از اين حقيقت كه او محال است از وعدهاش تخلف كند، درست آگاه نيستند، چرا كه تخلف از وعده، يا به خاطر جهل است كه مطلبى مكتوم بوده، سپس آشكار گرديده، و مايه تغيير عقيده شده است، و يا به خاطر ضعف و ناتوانى است كه وعده دهنده، از عقيده خود باز نگشته، ولى توانائى بر انجام وعده خود ندارد.
اما خدائى كه هم از عواقب امور آگاه است، و هم قدرتش مافوق همه قدرتها است، هرگز از وعدهاش تخلف نخواهد كرد.
***