تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣
دستور قرآن در زمينه «سير در ارض» منطبق بر كاملترين شيوههائى است كه امروز بشر براى مطالعات خود به دست آورده، و آن اين كه: پس از فرا گرفتن مسائل در كتابها دست شاگردان را مىگيرند، و به سير در ارض و مطالعه شواهد عينى آنچه خواندهاند، مىبرند.
البته امروز نوع ديگرى از «سير در ارض» تحت عنوان «جهانگردى» از طرف تمدنهاى شيطانى براى جلب مال و ثروت حرام رائج شده است، كه غالباً هدفهاى انحرافى دارد، مانند انتقال فرهنگهاى ناسالم، عياشى، هوسرانى، بى بند و بارى و سرگرمىهاى ناسالم ديگر، اين همان جهانگردى ويرانگر است.
اسلام طرفدار آن نوع جهانگردى است كه وسيله انتقال فرهنگهاى سالم، تراكم تجربهها، آگاهى از اسرار آفرينش در جهان انسانيت و جهان طبيعت، و گرفتن درسهاى عبرت از سرنوشت دردناك اقوام فاسد و ستمگر است.
ذكر اين نكته نيز بىتناسب نيست كه، در اسلام، نوع ديگرى از جهانگردى تحت عنوان «سياحت» مورد نهى واقع شده، چنان كه در حديثى مىخوانيم: لا سِياحَةَ فِى الاسْلامِ: «سياحت در اسلام نيست» «١» و منظور از آن، زندگى كسانى است كه براى تمام عمر، يا مدتى، از زندگى اجتماعى به كلى جدا مىشدند، و بىآن كه فعاليتى داشته باشند، در روى زمين به حركت مىپرداختند، و همچون رهبانها زندگى مىكردند و سربار اجتماع بودند.
به تعبير ديگر كار آنها «رهبانيت سيّار» بود در مقابل «رهبانهاى ثابتى» كه در ديرها منزوى بودند، و از جامعه بركنار، و از آنجا كه اسلام با رهبانيت و انزواى اجتماعى مخالف است، اين نوع «سياحت» را نيز محكوم مىكند.