تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦
آيات الهى وامىدارد، و به مرحلهاى مىرسد كه ديگر، هيچ وعظ و اندرز و انذارى مؤثر نيست، و جز تازيانه عذاب دردناك الهى، راهى باقى نمىماند!
يك نگاه به صفحات تاريخ زندگى بسيارى از ياغيان و جانيان، نشان مىدهد كه، آنها در آغاز كار چنين نبودند، حداقل نور ضعيفى از ايمان در قلب آنها مىتابيد، ولى ارتكاب گناهان پىدرپى، سبب شد كه روز به روز، از ايمان و تقوا فاصله بگيرند، و سرانجام به آخرين مرحله كفر، برسند.
در خطبه معروف حضرت «زينب» شير زن كربلا عليها السلام كه در «شام» در مقابل «يزيد» ايراد فرمود نيز اين آيه با همان برداشتى كه در بالا گفتيم آمده است.
زيرا آن حضرت، هنگامى كه ديد «يزيد» با گفتن كلمات كفرآميز، و اشعار معروف «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْكِ ...»- كه بيانگر عدم ايمان او به اساس اسلام بود- همه چيز را به سخريه گرفته، بعد از حمد الهى و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين فرمود:
«صَدَقَ اللَّهُ كَذلِكَ يَقُولُ: ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ ...»
يعنى، اگر تو امروز با اين اشعار كفرآميز، اسلام و ايمان را انكار مىكنى، و به نياكان مشركت، كه در جنگ «بدر» به دست مسلمانان كشته شدند، مىگوئى: اى كاش! بوديد و انتقامگيرى مرا از خاندان «بنى هاشم» مىديديد، جاى تعجب نيست، اين همان چيزى است كه خدا فرموده كه: مجرمان سرانجام آيات ما را تكذيب مىكنند ... و در اين زمينه مطالب فراوانى فرمود. «١»- «٢»