تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠
البته، مىدانيم همه اهل كتاب (يهود و نصارى) به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان نياوردند، بنابراين، جمله فوق، اشاره به آن گروه مؤمنان واقعى و حقجويان خالى از تعصب است كه نام «اهل كتاب» تنها شايسته آنها است.
بعد مىافزايد: «گروهى از اينها (از اهل مكّه و مشركان عرب) نيز به آن ايمان مىآورند» «وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ». «١»
و در پايان، در مورد كافرانِ هر دو گروه، مىگويد: «آيات ما را جز كافران انكار نمىكنند» «وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الْكافِرُونَ».
با توجه به اين كه: مفهوم «جحد» آنست كه، انسان به چيزى معتقد باشد و آن را انكار كند، «٢» مفهوم جمله فوق، اين مىشود كه حتى كفار، در دل به عظمت اين آيات معترفند، و نشانههاى صدق و راستى را در جبين آن مىنگرند، و راه و رسم پيامبر صلى الله عليه و آله و زندگى پاكيزه و پيروان پاكباخته او را دليلى بر اصالت آن مىشمرند، اما به خاطر لجاجت، تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان، و يا براى حفظ منافع نامشروع زودگذر، به انكار برمىخيزند.
به اين ترتيب، قرآن موضعگيرىهاىِ اقوام مختلف را در برابر اين كتاب آسمانى مشخص مىكند: در يك صف اهل ايمانند، اعم از علماى اهل كتاب و مؤمنان راستين، و مشركانى كه تشنه حق بودند و حق را يافتند و دل به آن بستند، و در صف ديگر، منكران لجوجى كه حق را ديدند اما همچون خفاشان خود را از آن پنهان داشتند، چرا كه ظلمت كفر، جزء بافت وجودشان شده، و از نور ايمان وحشت دارند!