تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
جالب توجه اين است كه: در آن روز، هر يك از اين منحرفان خلافكار از ديگرى بيزارى مىجويند، و هر كدام سعى دارند گناه خود را به گردن ديگرى افكنند.
اين، درست نظير چيزى است كه، نمونه كوچك آن را در دنيا، با چشم خود مىبينيم كه جمعى دست به دست هم مىدهند، تا امر خلافى مرتكب شوند، پس از دستگيرى و حضور در محضر دادگاه، از يكديگر بيزارى مىجويند، و گناه را به گردن ديگرى مىافكنند، اين است: سرنوشتِ گروه گمراه و خلافكار در دنيا و آخرت.
همان گونه كه در آيه ٢٢ سوره «ابراهيم» مىخوانيم كه: «شيطان در روز قيامت به پيروان خود مىگويد: من سلطهاى بر شما نداشتم، من تنها از شما دعوت كردم، شما هم مشتاقانه اجابت كرديد، مرا ملامت نكنيد خود را ملامت كنيد» (وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاتَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ).
و در مورد مشركان، در آيه ٣٠ سوره «صافات» مىخوانيم كه آنها، به مناقشه با يكديگر برمىخيزند، و هر يك ديگرى را مقصر مىشمرد، اما اغواگران، صريحاً در پاسخ مىگويند: «ما بر شما سلطهاى نداشتيم، شما خود گروهى طغيانگر بوديد» (وَ ما كانَ لَنا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طاغِينَ).
***
به هر حال، به دنبال سؤالى كه از آنها درباره معبودهايشان مىشود، و آنها در پاسخ عاجز مىمانند، به آنان «گفته مىشود: شما معبودهايتان را كه شريك خدا