تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠
فَلاتُطِعْهُما».
تعبير به «جاهَداك»، مفهومش به كار گرفتن نهايت تلاش و كوشش و اصرار آنها است.
و تعبير به «ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» (چيزى كه به آن علم ندارى) اشاره به منطقى نبودن شرك است؛ چون اگر واقعاً شرك صحيح بود، دليلى بر آن وجود داشت، و به تعبيرِ ديگر، جائى كه انسان علم به چيزى نداشته باشد، بايد از آن پيروى نكند، چه رسد به اين كه: علم به بطلان آن داشته باشد.
پيروى از چنين چيزى، پيروى از جهل است، اگر پدر و مادر تو را وادار به پيروى از جهل كنند، اطاعت آنها مكن! اصولًا تقليد كوركورانه، غلط است حتى اگر در مورد ايمان باشد، تا چه رسد به شرك و كفر.
همين توصيه، در مورد پدر و مادر در سوره «لقمان» آيه ١٥ نيز آمده، با اين اضافه كه در آنجا مىفرمايد: وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً: «در عين اين كه دعوت آنها را به شرك مپذير، اما در امور دنيا نسبت به آنها ارفاق كن و در معاشرت با آنها به نيكى عمل نما» مبادا كسى، چنين تصور كند كه: مخالفت با پدر و مادر در مورد دعوت به شرك، دليل بر بد رفتارى با آنها است، و اين نهايتِ تأكيد اسلام را در مورد احترام به پدر و مادر را ثابت مىكند.
به اين ترتيب، از اينجا يك اصل كلى استفاده مىشود كه: هيچ چيز نمىتواند بر ارتباط انسان با خدا حاكم گردد، كه آن مقدم بر همه چيز است، حتى بر پيوندِ با پدر و مادر كه نزديكترين پيوندهاى عاطفى است.
حديثِ معروف لا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ: «اطاعت مخلوق در عصيان خالق روا نيست» كه از «اميرمؤمنان على» عليه السلام نقل شده، معيار روشنى را