تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦
«فاطمه زهراء» عليها السلام مصداق اتمّ آن است.
و از اينجا روشن مىشود كه، هيچ يك از تفاسير فوق، با «مكّى» بودن اين سوره منافات ندارد، چرا كه مفهوم آيه، يك مفهوم جامعى است كه هم در «مكّه» مىبايست به آن عمل شود، و هم در «مدينه» و حتى اعطاى «فدك» به «فاطمه» عليها السلام بر اساس اين آيه، كاملًا قابل قبول است.
تنها چيزى كه در اينجا باقى مىماند جمله «لَمَّا نَزَلَتْ هذِهِ الآيَةُ ...» در روايت «ابو سعيد خدرى» است، كه ظاهرش اين است: اعطاى «فدك» بعد از نزول آيه بوده است، ولى اگر «لَمَّا» را در اينجا به معنى علت بگيريم نه به معنى زمان خاص، اين مشكل نيز حل مىشود، و مفهوم روايت اين خواهد بود كه:
پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر اين دستور الهى «فدك» را به «فاطمه» عليها السلام عطا كرد، به علاوه گاه آياتى از قرآن دو بار نازل شده است.
اما اين كه: چرا از ميان همه افراد نيازمند، و صاحب حق، تنها اين سه گروه ذكر شدهاند؟ ممكن است به خاطر اهميت آنها باشد، زيرا حق خويشاوندان از هر حقى بالاتر است، و در ميان محرومان و نيازمندان، مساكين و واماندگان در راه، از همه نيازمندترند.
و يا به خاطر نكتهاى است كه، «فخر رازى» در اينجا آورده، او مىگويد:
«اصناف هشتگانهاى كه مىبايست زكات به آنها پرداخت، در صورت وجوب زكات است، ولى سه گروهى كه در اين آيه ذكر شدهاند، حتى در صورت تعلق نگرفتن زكات نيز كمك به آنها لازم است؛ چرا كه بعضى از خويشاوندان واجب النفقه انسانند و «مسكين» فقير محرومى است كه اگر به او كمك نشود، چه بسا جانش به خطر بيفتد، همچنين «ابن السبيل» ممكن است در شرائطى باشد كه با نرسيدن كمك تلف شود، ترتيبى كه در ذكر اين سه گروه، در آيه رعايت شده نيز،