تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢
يَجْعَلُهُ كِسَفاً». «١»
«اينجا است كه دانههاى باران را مىبينى كه از لابلاى آنها خارج مىشوند» «فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ». «٢»
آرى، يكى از نقشهاى مهم، هنگام نزول باران بر عهده بادها گذاشته شده است، آنها هستند كه قطعات ابر را از سوى درياها به سوى زمينهاى خشك و تشنه حمل مىكنند، و همانها هستند كه مأموريت گستردن ابرها را بر صفحه آسمان، و سپس متراكم ساختن آنها، و بعد از آن خنك كردن محيط ابرها و آماده نمودن براى بارانزائى، بر عهده دارند.
بادها، همچون چوپان آگاه و پر تجربهاى هستند كه، گله گوسفندان را به موقع از اطراف بيابان جمع مىكند، و در مسيرهاى معينى حركت مىدهد، سپس آنها را براى دوشيدن شير آماده مىسازد!
جمله «فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ» (دانههاى باران و ذرات كوچك آن را مىبينى كه از لابلاى ابرها خارج مىشوند) ممكن است، اشاره به اين باشد كه، غلظت ابرها و شدت وزش بادها در حدى نيست كه مانع خروج قطرههاى كوچك باران از ابر، و نزول آن بر زمين شود، بلكه اين ذرات كوچك علىرغم طوفان و ابرى كه صحنه آسمان را پوشانده، راه خود را از لابلاى آنها به سوى زمين پيدا مىكنند، و نرم، نرم بر زمينهاى تشنه پاشيده مىشوند، تا به خوبى آنها را سيراب كنند، و در عين حال ويرانى به بار نياورند.
باد و طوفانى كه گاه درختان عظيم را از جا مىكند، و صخرهها را به حركت