تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥
سعادت است، و حتى عامل اصلى نهى از فحشاء و منكر نيز، همين «ذكر اللَّه» مىباشد، در واقع برترى آن، به خاطر آنست كه علت و ريشه محسوب مىشود.
اصولًا، ياد خدا، مايه حيات قلوب و آرامش دلها است، و هيچ چيز، به پايه آن نمىرسد: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: «آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان دلها است». «١»
اصولًا، روح همه عبادات- چه نماز و چه غير آن- ذكر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقيبات نماز، همه و همه، در واقع، ياد خدا را در دل انسان زنده مىكند.
قابل توجه اين كه: در آيه ١٤ سوره «طه» اشاره به اين فلسفه اساسى نماز شده و خطاب به موسى مىگويد: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي: «نماز را بر پا دار، تا به ياد من باشى».
ولى مفسران بزرگ، براى جمله بالا تفسيرهاى ديگرى ذكر كردهاند، كه در بعضى از روايات اسلامى نيز اشاراتى به آن تفسيرها شده، از جمله اين كه: منظور از جمله فوق، اين است كه: «ياد خدا از شما به وسيله رحمت» برتر از «ياد شما از او به وسيله طاعت» است. «٢»
ديگر اين كه: ذكر خدا از نماز برتر و بالاتر است؛ چرا كه روح هر عبادتى ذكر خدا است.
اين تفسيرها كه بعضاً در روايات اسلامى نيز آمده، ممكن است اشاره به بطون آيه، بوده باشد، و گرنه، ظاهر آن با معنى اول، هماهنگتر است، زيرا در اكثر مواردى كه «ذكر اللَّه» به كار رفته، منظور ياد كردن مردم از خدا است، و آيه