تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
چهرهاش كنار رفت، و قيافه زشت و منحوسى كه در پشت ماسك فريبنده ايمان داشت، بر همگان ظاهر شد، و ديديم كه اين مرد منافق، عاقبت كارش به كجا منتهى گشت.
***
٣- موضع اسلام در برابر مسأله ثروت
نبايد از آنچه گفتيم، اين چنين استنباط شود كه: اسلام در برابر مال و ثروت، موضع منفى دارد و با آن مخالف است، نبايد تصور كرد كه اسلام، فقر را مىپسندد و دعوت به فقر مىكند، و آن را وسيله كمالات معنوى مىداند.
بلكه به عكس، اسلام، به عنوان يك وسيله مؤثر و كارساز روى آن تكيه مىكند در آيه ١٨٠ سوره «بقره» از «مال»، تعبير به «خير» شده است.
و در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْيَا عَلَى طَلَبِ الآخِرَةِ: «دنيا كمك خوبى است براى رسيدن به آخرت». «١»
بلكه، آياتِ مورد بحث، كه شديدترين مذمت را از «قارون» ثروتمند مغرور مىكند، شاهد گويائى بر اين موضوع است، منتها اسلام، ثروتى را مىپسندد كه به وسيله آن «ابتغاء دار آخرت» و طلبِ سراىِ ديگر شود، چنان كه دانشمندان بنى اسرائيل به «قارون» گفتند: «وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّه الدَّارَ الآخِرَةَ».
اسلام، ثروتى را مىپسندد كه در آن «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه الَيْكَ» و نيكى به همگان باشد.
اسلام، ثروتى را مدح مىكند، كه در آن «لاتَنْسَ نَصِيْبَكَ مِنَ الدُّنْيا» تحقق يابد.
بالاخره اسلام، ثروتى را خواهان است كه مايه فساد در زمين و فراموش كردن ارزشهاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنونآميز «تكاثر» نگردد، و