تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
الشعاع خود قرار مىدهد.
در زمينه ديدگاه اسلام، در مسأله مهاجرت، و رواياتى كه در اين زمينه رسيده، شرح مبسوطى در جلد چهارم داشتيم. «١»
تعبير به جمله «يا عِبادِى»! محبت آميزترين تعبيرى است كه از ناحيه خداوند، به بندگان مىشود، تاج افتخارى است حتى برتر از مقام رسالت و خلافت، همان گونه كه همواره در تشهد نماز، آن را مقدم بر رسالت مىشمريم و مىگوئيم: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».
جالب اين كه: هنگامى كه خداوند آدم را آفريد، او را به لقب «خليفة اللَّهى» مفتخر فرمود، اما شيطان باز از وسوسه او مأيوس نشد، و به سراغ «آدم» آمد، و شد آنچه شد، ولى هنگامى كه او را به مقام عبوديت ستود، شيطان در برابر او زانو زد گفت: فَبِعِزَّتِكَ لَأَغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ* الَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِيْنَ: «به عزتت سوگند كه همه فرزندان آدم را اغوا مىكنم* مگر بندگان مخلص تو». «٢»
حتى خداوند نيز، اين موضوع را تضمين فرموده: انَّ عِبادِىَ لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ: «تو هرگز بر بندگان من سلطه نخواهى يافت». «٣»
بنابراين، مقام عبوديت خالص، حتى از مقام خلافت الهى در زمين برتر و بالاتر است.
از آنچه گفتيم: به خوبى روشن شد كه، منظور از «عِباد» در آيه مورد بحث، همه انسانها نيستند، بلكه انسانهاى مؤمن است و جمله «الَّذِيْنَ آمَنُوا» به عنوان تأكيد و توضيح ذكر شده است. «٤»