تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
تعبير «يُؤْفَكُون» به صيغه مجهول، اشاره به اين است كه: آنها قدرت بر تصميمگيرى ندارند، گوئى بى اراده به سوى بتپرستى كشيده مىشوند!
ضمناً، منظور از تسخير خورشيد و ماه، نظاماتى است كه خداوند براى آنها قرار داده و آنها را با اين نظامات، در طريق منافع انسانها، به راه انداخته است.
***
آن گاه براى تأكيد همين معنى، كه هم خالق او است، و هم رازق او، اضافه مىكند: «خداوند روزى براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مىكند، و براى هر كس بخواهد، محدود و تنگ مىسازد» «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ».
كليد روزى به دست او است، نه به دست انسانها، و نه بتها.
و اين كه: در آيات قبل گفته شد، مؤمنان راستين تنها بر او توكل مىكنند، به خاطر همين است كه اختيار همه چيز، به دست او است، پس چرا از اظهار ايمان بترسند و زندگى خويش را از ناحيه دشمنان در خطر ببينند؟!
و اگر چنين تصور كنند كه، خدا قدرت دارد، ولى از حال آنها آگاه نيست، اين اشتباه بزرگى است، چرا كه: «خداوند به همه چيز عالم است» «إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ».
مگر ممكن است، كسى خالق و مدبر باشد، و لحظه به لحظه، فيض او به موجودات برسد، و در عين حال از وضع آنها آگاه نباشد؟ اين قابل تصور نيست.
***
در مرحله دوم، سخن از «توحيد ربوبى» و نزول سرچشمه اصلى ارزاق از ناحيه خدا، مىفرمايد: «اگر از آنها سؤال كنى، چه كسى از آسمان آبى نازل و زمين را بعد از مردن به وسيله آن زنده كرد، همه يك زبان مىگويند: اللَّه»! «وَ لَئِنْ