تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢
اكنون ببينيم، پاسخ اين قوم گمراه و ننگين، در برابر سخنان منطقى حضرت لوط عليه السلام چه بود.
قرآن مىگويد: «آنها جوابى جز اين نداشتند كه گفتند: اگر راست مىگوئى، عذاب خدا را براى ما بياور» «فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ».
آرى، آن هوسبازان كه فاقد عقل و درايت كافى بودند، اين سخن را از روى سخريه و استهزاء، در برابر دعوت معقول و منطقى لوط، گفتند.
و از اين پاسخ، به خوبى استفاده مىشود كه: «لوط» علاوه بر آن سخنان مستدل، آنها را به عذاب دردناك الهى نيز، در صورت ادامه راه خود، تهديد كرده بود، اما آنها همه را رها كردند و اين يكى را چسبيدند، آن هم از روى مسخره و استهزاء، در سوره «قمر» آيه ٣٦ نيز شبيه اين مطلب آمده است: وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتَمارَوْا بِالنُّذُرِ: «لوط قومش را از عذاب ما ترسانيد، اما آنها با بيم دهندگان به ستيز برخاستند».
ضمناً اين تعبيرِ قوم گمراه، نشان مىدهد: آنها مىخواستند از عدم نزول عذاب، نتيجهگيرى كنند كه او كاذب و دروغگو است، در حالى كه اين رحمت خدا است كه حتى به آلودهترين اقوام، فرصت و مهلت براى مطالعه، تجديد نظر و بازگشت مىدهد.
***
در اينجا بود كه لوط عليه السلام دستش از همه جا كوتاه شد، رو به درگاه خدا آورده با قلبى آكنده از غم و اندوه «گفت: پروردگارا! مرا بر اين قوم مفسد، پيروز گردان» «قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ».
قومى كه روى زمين را به فساد و تباهى كشيدهاند، اخلاق و تقوى را بر باد