تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
در اطراف اين پيشنهاد، ازدواج و مهريه و ساير خصوصيات آن، سؤالات بسيارى مطرح است كه در بحث نكاح ان شاء اللَّه خواهد آمد.
***
موسى عليه السلام، به عنوان موافقت و قبول اين عقد «گفت: اين قراردادى ميان من و تو باشد» «قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ».
البته، «هر كدام از اين دو مدت (هشت سال يا ده سال) را انجام دهم، ظلمى بر من نخواهد بود و در انتخاب آن آزادم» «أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ».
و براى محكم كارى و استمداد از نام پروردگار، افزود: «و خدا بر آنچه ما مىگوئيم شاهد و گواه است» «وَ اللَّه عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ».
و به همين سادگى موسى عليه السلام داماد «شعيب» عليه السلام شد!
***
نكتهها:
١- دو شرط اساسى براى مديريت صحيح
در جمله كوتاهى كه در آيات فوق از زبان دختر «شعيب» عليه السلام در مورد استخدام موسى عليه السلام آمده بود، مهمترين و اصولىترين شرايط مديريت، به صورت كلى و فشرده خلاصه شده بود: «قدرت و امانت».
بديهى است، منظور از «قدرت»، تنها قدرت جسمانى نيست، بلكه مراد، قدرت و قوت بر انجام مسئوليت است.
يك پزشك قوى و امين، پزشكى است كه از كار خود، آگاهى كافى و بر آن تسلط كامل داشته باشد.
يك مدير قوى، كسى است كه حوزه مأموريت خود را به خوبى بشناسد، از «انگيزهها» با خبر باشد، در «برنامهريزى» مسلط، و از «ابتكار»، سهم كافى، و در «تنظيم كارها»، مهارت لازم داشته باشد، «هدفها را روشن كند» و نيروها را براى رسيدن به هدف «بسيج» نمايد.