تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
اين امور پاك، و روحشان از اين آلودگيها منزه است.
آنچه سبب محروميت انسان از مواهب سراى آخرت مىشود، در حقيقت همين دو است، «برترىجوئى» (استكبار) و «فساد در زمين» كه همه گناهان در آن جمع است؛ چرا كه هر چه خدا از آن نهى كرده، حتماً بر خلاف نظام آفرينش انسان و تكامل وجود بوده، بنابراين ارتكاب آن، نظام زندگى او را بر هم مىزند، لذا مايه فساد در زمين است.
حتى مسأله «استعلاء» و برترىجوئى، خود يكى از مصاديق «فساد در ارض» است، ولى اهميت فوق العاده آن، سبب شده است كه بالخصوص مطرح گردد.
در شرح حال و سرنوشتِ «قارون» ديديم، آنچه كه مايه بدبختى و هلاك و نابودى او شد، همان استكبار و برترىجوئى بود.
در رواياتِ اسلامى، مخصوصاً روى اين مسأله بسيار تكيه شده است، تا آنجا كه در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: انَّ الرَّجُلَ لَيُعْجِبُهُ أَنْ يَكُونَ شِراكُ نَعْلِهِ أَجْوَدَ مِنْ شِراكِ نَعْلِ صاحِبِهِ فَيَدْخُلُ تَحْتَها!: «گاه مىشود كه انسان از اين لذت مىبرد كه بند كفش او از بند كفش دوستش بهتر باشد و به خاطر همين داخل تحت اين آيه مىشود، (چرا كه اينهم شاخه كوچكى از برترىجوئى است!)». «١»
جالب اين كه: «فخر رازى» مىنويسد: صاحب تفسير «كشّاف» بعد از ذكر اين حديث، جملهاى مىگويد كه: «بعضى از طمعكاران علوّ را در آيه مورد بحث به «فرعون» مىزنند به مقتضى: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ» «٢»
و فساد را به