تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١
حكومتِ حق و عدالت از آن ما خواهد بود) «١».
البته حكومت جهانى مهدى عليه السلام در آخر كار، هرگز مانع از حكومتهاى اسلامى در مقياسهاى محدودتر پيش از آن، از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران، نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند، وعده حتمى و مشيت الهى درباره آنها تحقق خواهد يافت، و اين پيروزى نصيبشان مىشود.
***
٢- «مستضعفان» و «مستكبران» كيانند؟
مىدانيم واژه «مستضعف» از ماده «ضَعْف» است، اما چون به «باب استفعال» برده شده، به معنى كسى است كه او را به ضعف كشاندهاند، و در بند و زنجير كردهاند.
به تعبير ديگر «مستضعف» كسى نيست كه ضعيف و ناتوان و فاقد قدرت و نيرو باشد، مستضعف كسى است كه نيروهاى بالفعل و بالقوة دارد، اما از ناحيه ظالمان و جباران، سخت در فشار قرار گرفته، ولى با اين حال در برابر بند و زنجير كه بر دست و پاى او نهادهاند، ساكت و تسليم نيست، پيوسته تلاش مىكند، تا زنجيرها را بشكند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را كوتاه سازد، و آئين حق و عدالت را برپا كند.
خداوند، به چنين گروهى، وعده يارى و حكومت در زمين داده است، نه افراد بىدست و پا و جبان و ترسو كه حاضر نيستند حتى فريادى بكشند، تا چه رسد به اين كه پا در ميدان مبارزه بگذارند و قربانى دهند.
بنى اسرائيل نيز آن روز توانستند، وارث حكومت فرعونيان شوند، كه گرد رهبر خود موسى عليه السلام را گرفتند، نيروهاى خود را بسيج كردند، و همه صف