تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
كيفر، تمام وجود آنها را فرا گرفته است.
تعبير به «حيات دنيا» كه بارها در سورههاى مختلف قرآن مجيد آمده، اشاره به پستى اين زندگى در مقايسه با «حيات آخرت» و زندگى جاويدان و زوال ناپذير آن است؛ زيرا «دنيا» از ماده «دنو» (بر وزن غلو)، در اصل به معنى نزديكى در مكان يا زمان يا منزلت و مقام است، سپس «دنيا و ادنى» گاه، به موجودات كوچك، كه در دسترس قرار دارند، در مقابل موجودات بزرگ اطلاق شده، و گاه، در موضوعات پست، در مقابل خوب و والا، و گاه، به نزديك، در مقابل دور اطلاق گرديده، و از آنجا كه زندگى اين جهان، در برابر جهان ديگر، هم كوچك است و هم بىارزش و هم نزديك، نام «حيات دنيا» كاملًا متناسب آن است.
***
و به دنبال اين سخن، صحنههاى رستاخيز را در برابر كفار مجسم مىكند، صحنههائى كه از تصورش مو بر بدن راست مىشود، و اندام را به لرزه در مىآورد.
مىگويد: «روزى را به خاطر بياوريد كه خداوند آنها را ندا مىدهد و مىگويد: كجا هستند شريكانى كه براى من مىپنداشتيد»؟! «وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ».
بديهى است، اين سؤالى است توبيخى؛ براى اين كه در قيامت كه روز كنار رفتن پردهها و حجابها است، نه شرك مفهومى دارد و نه مشركان بر عقيده خود باقيند، اين سؤال در حقيقت يك نوع سرزنش و مجازات است، يك نوع توبيخ و عقوبت است.
***
اما آنها، به جاى اين كه: به پاسخ پردازند، معبودهايشان به سخن در مىآيند