تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦
بنابراين، نمىتوان در تقسيم دوگانه آيات به «مكّى» و «مدنى» جائى براى اين آيه ٨٥ در غير آيات مكّى باز كرد.
آرى اين سوره در «مكّه» نازل شده است، در شرائطى كه مؤمنين در چنگال دشمنان نيرومندى گرفتار بودند، دشمنانى كه هم از نظر جمعيت و تعداد، و هم قدرت و قوت، بر آنها برترى داشتند، اين اقليت مسلمان، چنان تحت فشار آن اكثريت بودند، كه جمعى از آينده اسلام، بيمناك و نگران به نظر مىرسيدند.
از آنجا كه، اين حالت شباهت زيادى به وضع «بنى اسرائيل» در چنگال «فرعونيان» داشت، بخشى از محتواى اين سوره را داستان «موسى» عليه السلام و «بنى اسرائيل» و «فرعونيان» تشكيل مىدهد، بخشى كه در حدود نيمى از آيات اين سوره را در برمىگيرد.
مخصوصاً از زمانى سخن مىگويد كه، «موسى» عليه السلام طفل ضعيف شيرخوارى در چنگال فرعونيان بود، اما آن قدرت شكستناپذيرى كه بر سراسر عالم هستى سايه افكنده، اين طفل ضعيف را در دامان دشمنان نيرومندش، بزرگ كرد، و سرانجام، آن قدر قدرت و قوت به او بخشيد كه دستگاه فرعونيان را در هم پيچيد و كاخ بيدادگريشان را واژگون ساخت.
تا مسلمانان به لطف پروردگار، و قدرت بىانتهاى او دلگرم باشند، و از فزونى جمعيت و قدرت دشمن، هراسى به خود راه ندهند.
آرى، بخش اول اين سوره را، همين تاريخچه پر معنى و آموزنده تشكيل مىدهد، و مخصوصاً در آغازش نويد حكومت حق و عدالت را براى مستضعفين و بشارت در هم شكستن شوكت ظالمان را، بازگو مىكند، بشارتى آرامبخش و قدرت آفرين.
مىگويد: بنى اسرائيل تا آن زمان كه رهبر و پيشوائى نداشتند و در زير چتر