تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
مىكند.
باران، گياهان را شستشو داده، به آنها طراوت مىبخشد.
باران، هوا را مرطوب و ملايم، و براى انسان قابل استنشاق مىكند.
باران، به زمين فرو مىرود، و بعد از چندى به صورت قناتها و چشمهها ظاهر مىشود.
باران، نهرها و سيلابهائى به راه مىاندازد كه بعد از مهار شدن در پشت سدها توليد برق و نور و روشنائى و حركت مىكنند.
و بالاخره باران، هواى گرم و سرد را هر دو تعديل مىكند، از گرمى مىكاهد و سردى را قابل تحمل مىكند.
تعبير به «رحمت» در مورد «باران»، در آيات ديگر قرآن نيز منعكس است:
از جمله در آيه ٤٨ سوره «فرقان»، و ٦٣ سوره «نمل».
و نيز در آيه ٢٨ سوره «شورى» مىخوانيم: وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ: «او كسى است كه باران را نازل مىكند بعد از آن كه مردم نوميد شدهاند، و دامنه رحمت خود را مىگستراند».
سپس، با توجه به پيوندى كه «مبدأ» و «معاد» در مسائل مختلف دارند در پايان آيه مىافزايد: «آن كسى كه زمين مرده را با نزول باران زنده كرد، هم او زنده كننده مردگان در رستاخيز است، و او بر همه چيز توانا است» «إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
تعبير به «محيى» به صورت اسم فاعل، به جاى فعل مضارع، مخصوصاً با لام تأكيد، دليل بر نهايت تأكيد است.
بارها در آيات قرآن ديدهايم كه، اين كتاب آسمانى براى اثبات مسأله «معاد» زنده شدن زمين مرده را بعد از نزول باران، به عنوان گواه انتخاب