تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
زياد و چند ساعت است.
اما اگر تسبيح و حمد را به معنى وسيع كلمه در آيات فوق بگيريم، محدود به نمازهاى پنجگانه نخواهد شد، هر چند اين نمازها از مصداقهاى روشن آن است.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه، جملههاى «سبحان اللَّه» و «له الحمد» مىتواند انشاء تسبيح و حمدى از ناحيه خداوند باشد، همان گونه كه در آيه ١٤ سوره «مؤمنون» مىفرمايد: فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ: «جاويد و پر بركت است خداوندى كه بهترين خالقها است».
و ممكن است اين حمد و تسبيح، به معنى امر باشد، يعنى او را تسبيح و حمد گوئيد (سَبِّحُوهُ وَ احْمَدُوا لَهُ) و اين تفسير نزديكتر به نظر مىرسد كه، آيات فوق دستورى باشد به همه بندگان، كه براى زدودن آثار شرك و گناه از دل و جان، هر صبح و شام، و هر ظهر و عصر، به وسيله نماز و غير نماز حمد و تسبيح خدا گويند.
در حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله چنين آمده است: «هر كس دو آيه فوق و آيه ما بعد از آن را صبحگاهان بخواند، آنچه را در روز از او فوت مىگردد جبران خواهد كرد، و هر كس آن را در آغاز شب بخواند آنچه را در شب از او فوت شود، جبران خواهد كرد». «١»
***
در آيه بعد، باز به مسأله معاد بازمىگردد، و از طريق ديگرى، به استبعاد منكران چنين پاسخ مىگويد: «خداوند همواره زنده را از مرده، و مرده را از زنده خارج مىكند، و زمين را بعد از مرگ، حيات مىبخشد، و همين گونه روز قيامت