تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
اكنون ببينيم عكس العمل آنها در برابر پيام حق چه بود؟
قرآن، در نخستين آيات مورد بحث مىگويد: «هنگامى كه موسى با معجزات روشن ما به سراغ آنها آمد، آنها گفتند: اين چيزى جز سحر نيست كه به دروغ به خدا بسته شده است»! «فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىً».
«ما هرگز چنين چيزى را در نياكان خود نشنيدهايم»! «وَ ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ».
آنها در برابر معجزات بزرگ موسى، به همان حربهاى متوسل شدند كه همه جباران و گمراهان در طول تاريخ، در برابر معجزات انبياء به آن متوسل مىشدند، حربه سحر، چرا كه آن خارق عادت بود و اين هم خارق عادت، «لكن اين كجا و آن كجا»؟!
ساحران، افراد منحرف و دنياپرستى هستند كه اساس كارشان بر تحريف حقايق است، و با اين نشانه به خوبى مىتوان آنها را شناخت، در حالى كه دعوت انبياء و محتواى آن، گواه صدق معجزات آنها است.
وانگهى، ساحران چون به نيروى بشرى متكى هستند، هميشه كارشان محدود است، اما پيامبران كه از نيروى الهى بهره مىگيرند، معجزاتشان عظيم و نامحدود.
تعبير به «آياتٍ بَيِّناتٍ» كه اشاره به معجزات موسى است از اين جهت به صيغه جمع آمده كه ممكن است موسى علاوه بر اين دو معجزه، معجزات ديگرى هم به آنها ارائه داده باشد، و يا هر يك از اين دو معجزه، خود تركيبى از معجزههاى متعدد بوده: تبديل شدن عصا به مار عظيم معجزهاى است، و بازگشت آن به حال اول، معجزهاى ديگر، و همچنين درخشندگى دست موسى