تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨
بيافريند، در اينجا در ميان درخت ايجاد كرد، چرا كه مىخواهد با موسى سخن بگويد، و موسى جسم است و داراى گوش، و نيازمند به امواج صوتى، البته، بسيارى اوقات پيامبران از طريق الهام درونى وحى را مىگرفتند، و گاه در خواب، ولى گاهى نيز از طريق شنيدن امواج صوتى بوده است، و به هر حال به هيچ وجه جاى اين توهم نيست كه براى خدا جسمى قائل شويم.
در بعضى از روايات آمده، موسى هنگامى كه نزديك آتش رسيد دقت كرد، ديد از درون شاخه سبزى، آتش مىدرخشد، و لحظه به لحظه پرفروغتر و زيباتر مىشود با شاخه كوچكى كه در دست داشت خم شد تا كمى از آن بر گيرد، آتش به سوى او آمد وحشت كرد، و عقب رفت! گاه او به سوى آتش مىآمد و گاه آتش به سوى او، كه ناگهان ندائى برخاست و بشارت وحى به او داد، و به اين ترتيب از قرائن غير قابل انكار، براى موسى، روشن شد، كه اين ندا نداى الهى است و نه غير آن.
***
اما با توجه به مأموريت بزرگ و سنگينى كه موسى بر عهده دارد، بايد معجزاتى بزرگ به تناسب آن، از سوى خدا در اختيارش قرار داده شود، كه به دو قسمت مهم آن در اين آيات اشاره شده است:
نخست اين كه: به موسى ندا داده شد: عصايت را بيفكن، و موسى عصا را افكند، هنگامى كه به آن نگاه كرد ديد، همچون مارى است كه با سرعت و شدت حركت مىكند، موسى ترسيد و به عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد»! «وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ».
روزى كه موسى اين عصا را براى خود انتخاب كرد، تا هنگام خستگى بر آن تكيه كند، و براى گوسفندان برگهاى درختان را بريزد، باور نمىكرد كه در