تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
جابه جا كند «١».
به علاوه، از خلال سرگذشت صادقانهاى كه براى «شعيب» عليه السلام نقل كرد نيز، قدرت او در مبارزه با «قبطيان» روشن مىشد، و هم امانت و درستى او كه هرگز با جباران سازش نكرد، و روى خوش نشان نداد.
***
در اينجا، «شعيب» عليه السلام از پيشنهاد دخترش استقبال كرد، رو به موسى عليه السلام نموده چنين «گفت: من مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو در آورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى»! «قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ». «٢»
سپس افزود: «و اگر هشت سال را به ده سال تكميل كنى محبتى كردهاى، اما بر تو واجب نيست»! «فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ».
و به هر حال «من نمىخواهم كار را بر تو مشكل بگيرم، و انشاء اللَّه به زودى خواهى ديد كه من از صالحانم» «وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّالِحِينَ».
من به عهد و پيمانم وفادارم و هرگز سختگيرى نخواهم كرد و با خير و نيكى با تو رفتار خواهم نمود.