تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١
٢٠- (در اين هنگام) مردى با سرعت دورترين نقطه شهر [: مركز فرعونيان] آمد و گفت: «اى موسى! اين جمعيت براى كشتن تو به مشورت نشستهاند؛ فوراً (از شهر) خارج شو، كه من از خيرخواهان توأم».
٢١- موسى از شهر خارج شد در حالى كه ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثهاى؛ عرض كرد: «پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهائى بخش»!
٢٢- و هنگامى كه متوجه جانب مدين شد گفت: «اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند»!
تفسير:
موسى مخفيانه به سوى «مدين» حركت مىكند
در اين آيات با چهارمين صحنه اين سرگذشت پرماجرا، روبرو مىشويم.
مسأله كشته شدن يكى از فرعونيان به سرعت در «مصر» منعكس شد، و شايد كم و بيش از قرائن معلوم بود كه: قاتل او يك مرد بنى اسرائيلى است، و شايد نام «موسى» عليه السلام هم در اين ميان، بر سر زبانها بود.
البته اين قتل، يك قتل ساده نبود، جرقهاى براى يك انقلاب، و يا مقدمه آن محسوب مىشد، و دستگاه حكومت نمىتوانست به سادگى از كنار آن بگذرد كه بردگان بنى اسرائيل، قصد جان اربابان خود كنند!
لذا در نخستين آيه، مىخوانيم: «به دنبال اين ماجرا، موسى در شهر، ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثهاى، و در جستجوى اخبار» «فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ». «١»