تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
لذا بلافاصله موسى عليه السلام «گفت: اين از عمل شيطان بود، چرا كه او دشمن و گمراه كننده آشكارى است» «قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ».
به تعبير ديگر، او مىخواست دست مرد فرعونى را از گريبان بنى اسرائيلى جدا كند، هر چند گروه فرعونيان مستحق بيش از اين بودند، اما در آن شرائط اقدام به چنين كارى مصلحت نبود، و چنانكه خواهيم ديد همين امر سبب شد كه ديگر نتواند در «مصر» بماند، و راه «مدين» را پيش گرفت.
***
سپس، قرآن از قول موسى عليه السلام چنين مىگويد: «او گفت: پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم، مرا ببخش، و خداوند او را بخشيد، كه او غفور و رحيم است» «قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».
مسلماً موسى در اينجا گناهى مرتكب نشد، بلكه در واقع ترك اولائى از او سر زد، كه نمىبايست چنين بىاحتياطى كند، تا به دردسر و زحمت و رنج بيفتد، او در برابر همين ترك اولى، از خدا تقاضاى عفو كرد، و خدا نيز او را مشمول لطفش قرار داد.
***
«موسى گفت: به شكرانه اين نعمت كه مرا مشمول عفو خود قرار دادى و در چنگال دشمنان گرفتار نساختى، و به شكرانه تمام نعمتهائى كه از آغاز تاكنون به من مرحمت كردى، من هرگز پشتيبانى از مجرمان نخواهم كرد، و يار ستمكاران نخواهم بود» «قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ».
بلكه، هميشه به يارى مظلومان و رنجديدگان خواهم شتافت، منظورش از اين جمله اين بود كه، من هرگز با فرعونيان مجرم و گنهكار همكارى نخواهم كرد، بلكه در كنار ستمديدگان بنى اسرائيل خواهم بود و اين كه بعضى احتمال