تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
«وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ».
تعبير به «مُبْطِلُون» تعبير جامعى است كه، همه برچسبها و نسبتهاى نارواى مشركان را در بر مىگيرد، نسبت دروغ، سحر، جنون، افسانههاى خرافى و اساطير، كه هر كدام چهرهاى از چهرههاى باطل مىباشد، در آن جمع است، آرى آنها همواره پيامبران الهى را به يكى از اين امور باطل، متهم مىساختند، تا چند روزى مردم پاكدل را به وسيله آن اغفال كنند.
مخاطب در «أَنْتُم» (شما) ممكن است پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان راستين باشند، و ممكن است همه طرفداران حق و تمام انبياء و پيشوايان الهى؛ چرا كه اين دسته از كفار لجوج با كل طرفداران اين مكتب، مخالف بودند.
***
آيه بعد دليل مخالفت اين گروه را به روشنى بيان مىكند، مىگويد: اين نفوذناپذيرى و لجاجت بى حد و حساب و دشمنى با هر حقيقت، به خاطر آنست كه آنها حس تشخيص و درك خود را بر اثر كثرت گناه و لجاجت از دست دادهاند، و ابداً چيزى درك نمىكنند، آرى «اين چنين خداوند بر دلهاى كسانى كه علم و آگاهى ندارند، مهر مىنهد» «كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لايَعْلَمُونَ».
«يَطْبَعُ» از ماده «طبع»، به معنى مهر نهادن است، و اشاره به كارى است كه در سابق و امروز، معمول بوده و هست، كه گاهى براى اين كه: چيزى دست نخورده بماند و در آن مطلقاً دخل و تصرفى نشود، در آن را محكم مىبندند، و روى قفل يا گرهى كه به آن زدهاند، ماده خميرمانندى گذارده و روى آن مهر مىزنند، بديهى است گشودن در آن، جز با شكستن مهر ممكن نيست، و اين كارى است كه به زودى افشا مىشود.