تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١
روى مىگردانند و پشت مىكنند» «وَ لاتُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ».
***
و همچنين «تو نمىتوانى نابينايان را از گمراهيشان هدايت كنى» «وَ ما أَنْتَ بِهادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ».
«تنها سخنان حقت را مىتوانى به گوش كسانى برسانى، كه به آيات ما ايمان مىآورند، و در برابر حق تسليماند» «إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ».
همان گونه كه قبلًا هم گفتهايم، قرآن غير از «حيات» و «مرگ» مادى و جسمانى و همچنين «شنوائى» و «بينائى» ظاهرى، نوع برترى از حيات و مرگ و ديد و شنود، قائل است كه، ريشه اصلى سعادت يا بدبختى انسان در آن است.
ارزيابى آن از اين مسائل، ارزيابى مادى و فيزيكى نيست، بلكه ارزيابى معنوى و انسانى است.
شرط اول، براى درك حقيقت، داشتن قلبى آماده و پذيرا، چشمى بينا و گوشى شنوا است، و گرنه هر گاه تمام انبياء و اولياء جمع شوند، و همه آيات الهى را به گوش كسى كه حس تشخيص و درك حقيقت را- بر اثر كثرت گناه و لجاجت و عناد از دست داده- بخوانند، در او اثر نخواهد كرد!
و اگر در قرآن تنها اشاره به دو قسمت از حواس ظاهر، به اضافه درك باطن شده است، به خاطر آنست كه اكثريت قريب به اتفاق معلومات انسان، يا از طريق اين دو حاسه (چشم و گوش) و يا وجدانيات و تحليل عقل به دست مىآيد.
و جالب اين كه، سه مرحلهاى كه در آيات بالا آمده، سه مرحله مختلف از انحراف و عدم درك حقيقت مىباشد، كه از شديد شروع شده و به خفيف پايان مىيابد.