تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
***
٢- فلسفه سير در ارض
مسأله گردش در زمين (سير در ارض) شش بار در قرآن مجيد در سورههاى «آل عمران»، «انعام»، «نحل»، «نمل»، «عنكبوت»، و «روم» آمده، كه يك بار از آنها به منظور مطالعه اسرار آفرينش (عنكبوت- ٢٠) و پنج بار ديگر به منظور عبرت گرفتن از عواقب دردناك و شوم اقوام ظالم و جبار و ستمگر و آلوده، است.
قرآن براى مسائل عينى و حسى، كه آثار آن كاملًا قابل لمس است، در امور تربيتى اهميت خاصى قائل است، مخصوصاً به مسلمانان دستور مىدهد: از محيط محدود زندگى خود در آيند، و به سير و سياحت اين جهان پهناور بپردازند، در اعمال و رفتار اقوام ديگر و پايان كار آنها بينديشند، و از اين رهگذر اندوخته پر ارزشى از آگاهى و عبرت فراهم سازند.
قدرتهاى شيطانى در دنياى امروز براى گسترش دامنه استثمار خود، در سراسر جهان، تمام كشورها و سرزمينها و اقوام مختلف را بررسى كرده و طرز فرهنگ و نقاط قوت و ضعف و صنايع مادى آنها را به خوبى برآورد كردهاند.
قرآن مىگويد: به جاى اين جباران، شما سير در ارض كنيد، و به جاى تصميمهاى شيطانى آنها درسهاى رحمانى بياموزيد.
عبرت گرفتن از زندگى ديگران، از تجربههاى شخصى مهمتر و پرارزشتر است، زيرا در اين تجربهها بايد انسان زيانهائى متحمل شود تا مسائلى بياموزد، ولى در عبرت گرفتن از زندگى و تجارب ديگران، انسان بى آن كه متحمل سوخت و زيانى شود، توشه گرانبهائى مىاندوزد.