تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
بازگرداند، و برنامه الهى را تعطيل كند، و در آن روز مردم گروه گروه مىشوند و صفوف از هم جدا مىگردد» گروهى در بهشت و گروهى در دوزخ «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ». «١»
توصيف دين به «قيّم» با توجه به اين كه «قيّم» به معنى ثابت و برپا است، در حقيقت اشاره به دليل اين توجه مستمر به دين است، يعنى چون آئين اسلام آئينى است ثابت و مستقيم، و برپادارنده نظام زندگى مادى و معنوى مردم، هرگز از آن منحرف مشو!
و اين كه، خطاب را متوجه پيامبر صلى الله عليه و آله مىكند، براى اين است كه ديگران حساب كار خويش را برسند.
تعبير به «يَصَّدَّعُون» از ماده «صدع»، در اصل به معنى «شكستن» و «شكافتن ظرف» است، ولى تدريجاً به معنى هرگونه پراكندگى و تفرق به كار رفته است، و در اينجا، اشاره به جدائى صفوف بهشتيان و دوزخيان مىباشد كه هر يك از اين دو صف، نيز به صفوفى تقسيم مىشوند، به تناسب سلسله مراتب درجات بهشتى، و دركات دوزخى.
***
آيه بعد در حقيقت شرحى است براى اين جدائى صفوف در قيامت، مىفرمايد: «هر كسى كافر شد، كفرش بر زيان خود او است» و وبالش دامنگير او «مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ».
«و اما آنها كه عمل صالحى انجام دادند (پاداش الهى را) به سود خودشان