تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
اين است كه: بيشترين اعمال انسان، به كمك دست او انجام مىشود، هر چند گناهانى با قلب يا با چشم و زبان نيز، صورت مىگيرد، اما فزونى اعمال دست، موجب اين تعبير شده است.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه، آيا اين آيه با آيه سى و سوم همين سوره (دو آيه قبل) تضاد ندارد؟!، چون در اين آيه سخن از يأس آنها به هنگام مصائب است، در حالى كه آيه گذشته از توجه آنها به خدا به هنگام بروز مشكلات و شدائد سخن مىگويد، خلاصه، آن يكى سخن از اميدوارى مىگويد و اين، سخن از يأس؟
اما با توجه به يك نكته، پاسخ اين سؤال روشن مىشود و آن اين كه:
در آيه گذشته، بحث از مسأله «ضرّ» يعنى حوادث زيانبار مانند طوفانها و زلزلهها و شدائد ديگر در ميان بود، كه عموم مردم- اعم از موحد و مشرك- در اين حال به ياد خدا مىافتند، و اين يكى از نشانههاى فطرت توحيدى است.
اما در آيه مورد بحث، سخن از بازتابهاى معاصى انسان است و يأس ناشى از آن، زيرا بعضى از افراد چنانند كه اگر عمل نيكى انجام دهند مغرور مىشوند، و خود را مصون از عذاب الهى مىشمرند، و هنگامى كه كار بدى انجام دهند و عكس العملش دامن آنها را بگيرد، يأاس از رحمت خدا سراسر وجودشان را احاطه مىكند، هم آن «عُجْب» و غرور مذموم است، و هم اين «يأس و نوميدى» از رحمت خدا.
بنابراين هر يك از دو آيه، مطلبى را مطرح كرده كه از ديگرى جدا است.
***