تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦
موسى به خانه خويش، خواهر از فاصله دور در كنار نيل ماجرا را زير نظر داشت، و با چشم خود ديد كه چگونه فرعونيان او را از آب گرفتند، و از خطر بزرگى كه نوزاد را تهديد مىكرد رهائى يافت.
براى جمله «هُمْ لا يَشْعُرُونَ» تفسيرهاى ديگرى نيز شده: مرحوم «طبرسى» مخصوصاً اين احتمال را بعيد نمىداند، كه تكرار اين جمله در آيات قبل و اينجا درباره فرعون، براى اشاره به اين حقيقت باشد، او كه تا اين اندازه از مسائل بىخبر بود، چگونه دعوى الوهيت مىكرد؟ چگونه مىخواست با اراده پروردگار و مشيت الهى بجنگد؟
***
به هر حال اراده خداوند، به اين تعلق گرفته بود، كه اين نوزاد به مادرش به زودى برگردد و قلب او را آرام بخشد، لذا مىفرمايد: «ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم» «وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ». «١»
طبيعى است نوزاد شيرخوار، چند ساعت كه مىگذرد، گرسنه مىشود، گريه مىكند، بىتابى مىكند، بايد دايهاى براى او جستجو كرد، به خصوص كه ملكه «مصر»، سخت به آن دل بسته، و چون جان شيرينش دوست مىدارد!
مأموران حركت كرده و در به در، دنبال دايه مىگردند، اما عجيب اين كه نوزاد پستان هيچ دايهاى را نمىگيرد.
شايد از ديدن قيافه آنها وحشت مىكند، و يا طعم شيرشان كه با ذائقه او آشنا نيست، تلخ و نامطلوب جلوه مىكند، گوئى مىخواهد خود را از دامان دايهها پرتاب كند، اين همان تحريم تكوينى الهى بود كه همه دايهها را بر او حرام كرده