تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
تفسير:
فطرت توحيدى!
نخستين آيه مورد بحث، در حقيقت استدلال و تأكيدى است بر بحث گذشته، در زمينه فطرى بودن توحيد و شكوفا شدن اين نور الهى در شدائد و سختىها.
مىفرمايد: «هنگامى كه مختصر ضررى به انسانها برسد، پروردگارشان را مىخوانند، و به سوى او انابه مىكنند» «وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ».
ولى آن چنان كمظرفيت و كوتاه فكر، و اسير تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان مشرك خود هستند، كه: «به مجرد اين كه حوادث سخت بر طرف مىشود و نسيم آرامش مىوزد و خداوند رحمتى از سوى خودش به آنها مىچشاند، گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مىشوند» «ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ».
تعبير به «مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ» اشاره به مختصر ناراحتى است.
همان گونه كه تعبير به «إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً» (رحمتى از سوى خود به آنها مىچشاند) اشاره به رسيدن به مختصر نعمت است؛ زيرا تعبير چشيدن در اين گونه موارد در امور كم و جزئى اطلاق مىشود، مخصوصاً با ذكر كلمه «ضرّ» و «رحمة» به صورت نكره.
يعنى گروهى چنانند كه با مختصر مشكلى به سراغ «اللَّه» مىروند، و پردهها از روى فطرت توحيديشان به كنار مىرود، اما با مختصر نعمتى به كلى تغيير مسير داده و مست و غافل مىشوند، و همه چيز را به دست فراموشى مىسپارند.
البته، در مورد اول به صورت كلى مىگويد: همه مردم چنين هستند كه در