تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥
٣٣ وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
٣٤ لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
٣٥ أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ
٣٦ وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ
ترجمه:
٣٣- هنگامى كه رنج و زيانى به مردم برسد، پروردگار خود را مىخوانند و توبه كنان به سوى او باز مىگردند؛ اما همين كه رحمتى از خودش به آنان بچشاند به ناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مىشوند.
٣٤- (بگذار) تا نعمتهائى را كه ما به آنها دادهايم كفران كنند! و (بگو:) بهره گيريد؛ اما به زودى خواهيد دانست.
٣٥- آيا ما دليل محكمى بر آنان فرستاديم كه از شركشان سخن مىگويد (و آن را موجه مىشمارد؟!)
٣٦- و هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم، از آن خوشحال مىشوند؛ و هر گاه رنج و مصيبتى به خاطر اعمالى كه انجام دادهاند به آنان رسد، ناگهان مأيوس مىشوند!