تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥
در دست خدا است، سرانجام به او باز مىگردد و پيامبر مىشود!
«رَبَطْنا» از ماده «رَبْط» در اصل به معنى بستن حيوان يا مانند آن به جائى است تا مطمئناً در جاى خود محفوظ بماند، و لذا محل اين گونه حيوانات را «رباط» مىگويند، و سپس به معنى وسيعترى كه همان حفظ و تقويت و استحكام بخشيدن است، آمده و منظور از «ربط قلب» در اينجا، تقويت دل اين مادر است، تا ايمان به وحى الهى آورد و اين حادثه بزرگ را تحمل كند.
***
مادر، بر اثر اين لطف پروردگار، آرامش خود را بازيافت، ولى مىخواهد از سرنوشت فرزندش با خبر شود، لذا «به خواهر موسى سفارش كرد كه وضع حال او را پىگيرى كن» «وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ».
«قُصِّيه» از ماده «قَصّ» (بر وزن نَصّ) به معنى جستجو از آثار چيزى است و اين كه «قصّه» را «قصّه» مىگويند، به خاطر اين است كه پىگيرى از اخبار و حوادث گوناگون در آن مىشود.
خواهر موسى عليه السلام، دستور مادر را انجام داد، و از فاصله قابل ملاحظهاى، به جستجو پرداخت «و او را از دور ديد كه صندوق نجاتش را فرعونيان از آب مىگيرند، و موسى را از صندوق بيرون آورده در آغوش دارند» «فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ».
«اما آنها از وضع اين خواهر بىخبر بودند» «وَ هُمْ لايَشْعُرُونَ».
بعضى گفتهاند: خدمتكاران مخصوص فرعون، كودك را با خود از قصر بيرون آورده بودند، تا دايهاى براى او جستجو كنند، و درست در همين لحظات بود كه خواهر موسى از دور برادر خود را ديد.
ولى تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد، بنابراين، بعد از بازگشت مادر