تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
مانعى ندارد، تا سرانجام پايههاى فطرت آن چنان محكم و موانع و دوافع آن چنان سست و بى اثر گردد، كه به طور مداوم در جبهه توحيد بايستيد، و مصداق تام «وَ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّيْنِ حَنِيْفاً» گردد.
قابل توجه اين كه: «أقِمْ وَجْهَكَ» به صورت مفرد آمده، و «مُنِيْبِين» به صيغه جمع، اين نشان مىدهد كه دستور اول، گرچه مفرد است و مخاطب آن پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد، ولى در حقيقت همه مؤمنين و مسلمين مخاطبند.
و به دنبال دستور «انابه» و بازگشت، دستور به «تقوا» مىدهد كه جامع همه اوامر و نواهى الهى است، مىفرمايد: «از خداوند بپرهيزيد» «وَ اتَّقُوهُ».
يعنى از مخالفت فرمان او.
سپس، از ميان تمام اوامر، تكيه و تأكيد بر موضوع «نماز» كرده، مىگويد: «و نماز را بر پا داريد» «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ».
چرا كه نماز، در تمام ابعادش، مهمترين برنامه مبارزه با شرك، و مؤثرترين وسيله تقويت پايههاى توحيد و ايمان به خدا است.
لذا از ميان تمام نواهى نيز، روى «شرك» تكيه مىكند و مىگويد: «و از مشركان نباشيد» «وَ لاتَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ».
چرا كه شرك، بزرگترين گناه و اكبر كبائر است، كه هر گناهى را ممكن است خداوند ببخشد، اما شرك را هرگز نخواهد بخشيد، چنان كه در آيه ٤٨ «نساء» مىخوانيم: إِنَّ اللَّهَ لايَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ: «خداوند شرك را نمىبخشد ولى كمتر از آن را براى هر كس بخواهد مىبخشد».
پيدا است، دستورات چهارگانهاى كه در اين آيه آمده، همه تأكيدى است بر مسأله «توحيد» و آثار عملى آن، اعم از: توبه و بازگشت به سوى خدا، تقوا، اقامه نماز، و پرهيز از شرك.