تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
تفسير:
بازگشت موسى به آغوش مادر
در اين آيات، «صحنه ديگرى» از اين داستان مجسم شده است:
مادر موسى عليه السلام فرزندش را، به ترتيبى كه قبلاً گفتيم، به امواج نيل سپرد، اما بعد از اين ماجرا، طوفانى شديد در قلب او وزيدن گرفت، جاى خالى نوزاد كه تمام قلبش را پر كرده بود، كاملًا محسوس بود.
نزديك بود فرياد كشد، و اسرار درون دل خود را برون افكند.
نزديك بود نعره زند، و از جدائى فرزند ناله سر دهد.
اما لطف الهى، به سراغ او آمد، و چنانكه قرآن گويد: «قلب مادر موسى از همه چيز، جز ياد فرزندش تهى گشت، و اگر ما قلب او را با نور ايمان و اميد محكم نكرده بوديم، نزديك بود اين مطلب را افشا كند» «وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ».
«فارِغ» به معنى خالى است، و در اينجا منظور، خالى از همه چيز، جز از ياد موسى عليه السلام است، هر چند بعضى از مفسران آن را به معنى خالى بودن از غم و اندوه گرفتهاند، و يا خالى از الهام و مژدهاى كه قبلًا به او داده شده بود، ولى با توجه به جملهها، اين تفسيرها صحيح به نظر نمىرسد.
اين كاملًا طبيعى است مادرى كه نوزاد خود را با اين صورت از خود جدا كند، همه چيز را جز نوزادش فراموش نمايد، و آن چنان هوش از سرش برود كه بدون در نظر گرفتن خطراتى كه خود و فرزندش را تهديد مىكند، فرياد كشد، و اسرار درون دل را فاش سازد.
اما خداوندى كه اين مأموريت سنگين را به اين مادر مهربان داده، قلب او را آن چنان استحكام مىبخشد، كه به وعده الهى ايمان داشته باشد، و بداند كودكش