تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
٢٩- ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوا و هوسهاى خود پيروى كردند پس چه كسى مىتواند آنان را كه خدا گمراه كرده است هدايت كند؟! و براى آنها هيچ ياورى نخواهد بود!
تفسير:
توحيد مالكيت خداوند
در آيات گذشته، بحثهائى پيرامون «توحيد خالقيت» و «توحيد ربوبيت» آمد، نخستين آيه مورد بحث، از يكى ديگر از شاخههاى توحيد كه «توحيد مالكيت» است سخن مىگويد.
مىفرمايد: «تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از آن او مىباشند» «وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
و چون همه از آن اويند، «در برابر او خاضع و مطيعاند» «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ».
روشن است: منظور از مالكيت و همچنين مطيع بودن، مالكيت و مطيع بودن تكوينى است، يعنى از نظر قوانين آفرينش، زمام امر همه در دست او است، و همه خواه ناخواه، تسليم قوانين او در جهان تكوينند.
حتى گردنكشان ياغى، و گنهكاران قانونشكن نيز، مجبورند سر بر فرمان قوانين تكوينى خدا بگذارند.
دليل اين «مالكيت» همان خالقيت و ربوبيت او است، كسى كه در آغاز موجودات را آفريده و تدبير آنها را بر عهده دارد، مسلماً مالك اصلى نيز بايد او باشد، نه غير او.
و از آنجا كه همه موجودات جهان هستى، در اين امر يكسانند، روشن مىشود: هيچ شريكى براى او در مالكيت وجود ندارد، حتى معبودهاى پندارى