تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
براى اثبات عقيده خود از تختخواب مخصوصى به نام «تختخواب ترازوئى» استفاده كردهاند، كه انتقال خون را از مغز به ساير اعضاء مشخص مىكند.
جمعى ديگر، عامل خواب را «عامل شيميائى» مىدانند، و معتقدند به هنگام تلاش و كوشش، سمومى در بدن پيدا مىشود، كه بخشى از مغز را از كار مىاندازد، در نتيجه انسان به خواب مىرود، هنگامى كه اين سموم جذب بدن و خنثى شد، انسان بيدار مىشود.
جمع ديگرى براى خواب، يك «عامل عصبى» قائلند و مىگويند: سيستم فعال عصبى ويژهاى در مغز موجود است، كه حكم گاز اتومبيل را دارد و بر اثر خستگى خاموش مىشود، و موقتاً از كار مىايستد.
اما پيرامون تمام اين نظريهها سؤالات و نقاط مبهم و تاريكى وجود دارد، كه هنوز پاسخ آن به روشنى داده نشده است، و خواب همچنان چهره اسرارآميز خود را حفظ كرده است.
از شگفتىهاى عالم خواب، كه دانشمندان اخيراً از روى آن پرده برداشتهاند اين است كه: به هنگام خواب و از كار افتادن موقت بخش عظيمى از مغز، بعضى از سلولها كه آن را «سلول نگهبان» بايد ناميد، همچنان بيدار مىمانند، و توصيههائى را كه انسان قبل از خواب در مورد لحظه بيدارى به آنها مىكند، هرگز فراموش نمىكنند، تا به هنگام لزوم تمام مغز را بيدار كرده به حركت در آورند.
مثلًا مادرِ خسته و كوفتهاى كه شب مىخوابد، و فرزند شيرخوارش در گاهواره نزديك او است، ناخودآگاه به سلول نگهبان كه رابط ميان روح و جسم است اين مطلب را توصيه مىكند، كه هر زمان كودك من كمترين صدائى كرد، مرا بيدار كن، اما سر و صداهاى ديگر، مهم نيست! لذا ممكن است غرش رعد اين مادر را از خواب بيدار نكند، اما كمترين صداى كودكش سبب بيدارى او است، اين وظيفه مهم را همان سلول نگهبان بر عهده گرفته!
خود ما نيز اين مطلب را بسيار آزمودهايم كه، هر وقت تصميم داشته باشيم صبح زود، يا حتى وسط شب دنبال سفر يا برنامه مهمى برويم، و اين را به