تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
آشكار مىگردد.
يك روز بود كه، انسان كواكب آسمان را همين تعدادى مىدانست كه با چشم ديده مىشود (دانشمندان آنچه را با چشم غير مسلح ديده مىشود، حدود پنج الى شش هزار احصاء كردهاند).
اما هر قدر تلسكوپهاى قوىتر و عظيمترى ساخته شد، عظمت و كثرت ستارگان آسمان فزونتر گرديد، تا آنجا كه امروز معتقدند تنها كهكشان ما كه يكى از انبوه كهكشانهاى آسمان است، بيش از يك صد ميليون ستاره دارد كه خورشيد ما با عظمت خيره كنندهاش، يكى از ستارگان متوسط آن محسوب مىشود!، و تنها خدا مىداند كه در همه كهكشانها كه تعداد آنها بر هيچ كس روشن نيست چقدر ستاره وجود دارد.
همچنين هر قدر علوم طبيعى، زمينشناسى، گياهشناسى، حيوانشناسى، علم تشريح و فيزيولوژى، روانشناسى و روانكاوى پيشرفت مىكند، عجائب تازهاى درباره آفرينش زمين، كشف مىشود كه هر يك آيتى از آيات عظمت خدا است.
سپس، به يكى از آيات بزرگ انفسى، سخن را منتقل ساخته، مىگويد:
«اختلاف زبانها و رنگهاى شما نيز از آيات عظمت او است»! «وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ».
بى شك، زندگى اجتماعى بشر، بدون «شناخت افراد و اشخاص» ممكن نيست، كه اگر يك روز، همه انسانها يك شكل و يك قيافه و داراى يك قدّ و قواره باشند، در همان يك روز، شيرازه زندگى آنها به هم مىريزد، نه پدر و فرزند و همسر از بيگانه شناخته مىشوند، و نه مجرم از بىگناه، بدهكار از طلبكار، فرمانده از فرمانبر، رئيس از مرئوس، ميزبان از مهمان و دوست از