تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
١٠- سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جائى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند!
تفسير:
عاقبت بدكاران
در آخرين آيه بحث گذشته، سخن از ظاهربينانى بود كه تنها افق فكرشان به محدوده دنيا و جهان ماده تعلق دارد، و از قيامت و عالم ماوراء طبيعت، بىخبرند.
در آيات مورد بحث و آيات آينده، به ذكر مطالب متنوعى پيرامون مبدأ و معاد مىپردازد، نخست به صورت يك استفهام اعتراضآميز، مىگويد: «آيا آنها با خود نينديشيدند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را در ميان اين دو است را جز به حق و براى اجل و زمان معينى نيافريده است»؟ «أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمّىً».
يعنى اگر آنها درست بينديشند، و به وجدان خود و داورى عقلشان مراجعه كنند، به خوبى از اين دو امر آگاه مىشوند كه:
اولًا- جهان بر اساس حق آفريده شده، و نظاماتى بر آن حاكم است كه دليل بر وجود عقل و قدرت كامل در خالق اين جهان است.
و ثانياً- اين جهان رو به زوال و فنا مىرود، و از آنجا كه خالق حكيم، ممكن نيست بيهوده آن را آفريده باشد، دليل بر اين است كه جهان ديگرى كه سراى بقا است بعد از اين جهان مىباشد، و گرنه آفرينش اين جهان مفهوم نداشت، و اين خلقت طويل و عريض، تنها براى اين چهار روز زندگى دنيا، بى معنى بود، و از اينجا به وجود آخرت پى مىبردند.