تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
آرى، جهاد در صحنههاى علمى و فرهنگى و سياسى و اقتصادى و نظامى به دست فراموشى سپرده شده، حب نفس و عشق به دنيا و راحتطلبى و كوتهنگرى و اغراض شخصى بر آنها چيره شده، تا آنجا كه كشتگانشان به دست خودشان بيش از قربانيانى است كه دشمن از آنها مىگيرد!
خودباختگى گروهى غربزده و شرقزده، خودفروختگى جمعى از زمامداران و سران، و يأس و انزواى دانشمندان و متفكران، هم جهاد را از آنها گرفته، و هم اخلاص را.
هر گاه، مختصر اخلاصى در صفوف ما پيدا مىشود، و مجاهدان ما تكانى به خود مىدهند، پيروزىها پشت سر يكديگر فرا مىرسد.
زنجيرهاى اسارت گسسته مىشود.
يأسها تبديل به اميد و ناكامىها مبدل به كاميابى، ذلت به عزت، و سربلندى، پراكندگى و نفاق، به وحدت و انسجام تبديل مىگردد، و چه عظيم و الهام بخش است، قرآن، كه در يك جمله كوتاه، هم درد و هم درمان را بيان كرده!
آرى، آنها كه در راه خدا جهاد مىكنند، مشمول هدايت الهى هستند، و بديهى است كه با هدايت او، گمراهى و شكست مفهومى ندارد.
اگر مىبينيم، در بعضى از روايات اهلبيت عليهم السلام اين آيه تفسير به «آل محمّد» صلى الله عليه و آله و پيروان آنها شده است، بيان مصداق كاملى از آن است، چرا كه آنها در طريق جهاد و اخلاص پيشگام و پيشقدم بودند، و هرگز دليل بر محدوديت مفهوم آيه نخواهد بود.
به هر حال، هر كس اين حقيقت قرآنى را به روشنى در تلاشها و كوششهايش لمس مىكند كه، وقتى براى خدا و در راه او به تلاش و پيكار