تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩
نورى است كه خداوند به قلب هر كس بخواهد، و شايسته بداند، مىافكند نيز، ممكن است اشاره به همين معنى باشد.
***
نكتهها:
١- «جهاد» و «اخلاص»
از آيه فوق به خوبى استفاده مىشود كه، هرگونه شكست و ناكامى نصيب ما شود معلول يكى از دو چيز است: يا در جهاد كوتاهى كردهايم، و يا اخلاص در كار ما نبوده است، و اگر اين دو با هم جمع شود، بنا به وعده مؤكد الهى، پيروزى و هدايت حتمى است.
و اگر درست بينديشيم، مىتوانيم سرچشمه مشكلات و مصائب جوامع اسلامى را در همين امر پيدا كنيم.
چرا مسلمانان پيشرو ديروز، امروز عقب ماندهاند؟
چرا دست نياز در همه چيز، حتى در فرهنگ و قوانين خويش به سوى بيگانگان دراز مىكنند؟
چرا براى حفظ خود در برابر طوفانهاى سياسى و هجومهاى نظامى، بايد به ديگران تكيه كنند؟
چرا يك روز ديگران ريزهخوار خوان نعمت علم و فرهنگ آنها بودند، اما امروز، بايد بر سر سفره ديگران بنشينند؟
و بالاخره، چرا در چنگال ديگران اسيرند و سرزمينهاى آنها در اشغال متجاوزان؟!
تمام اين «چراها» يك پاسخ دارد و آن اين كه: يا جهاد را فراموش كردهاند و يا نيتها آلوده شده است.