تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦
را در امنيت فرو برد، چگونه نمىتواند انسانهاى مؤمن را در ميان انبوهى كافر و بى ايمان حفظ كند؟
***
پس از ذكر اين دليل روشن، در آيه بعد، چنين نتيجهگيرى و جمعبندى مىكند: «آيا كسى ظالمتر از آنها كه بر خدا دروغ مىبندند، يا حق را پس از آن كه به سراغشان آمد، انكار مىكنند، پيدا مىشود»؟! «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ».
ما دلائل آشكارى براى شما اقامه كرديم كه، جز «اللَّه» شايسته پرستش نيست، اما شما بر خدا دروغ مىبنديد، و شريكانى براى او مىتراشيد، و حتى مدعى هستيد، اين: يك برنامه الهى است!
از سوى ديگر، قرآنى بر شما نازل كرديم كه نشانههاى حق در آن لائح است، اما شما همه اينها را ناديده گرفته و پشت سر افكنديد، آيا ظلم و ستمى از اين بالاتر تصور مىشود؟ ظلم بر خويشتن، و ظلم بر همه انسانها، چرا كه شرك و كفر، ظلم عظيم است.
به تعبير ديگر، آيا ظلم، به معنى وسيع كلمه، جز انحراف و خارج ساختن چيزى از محل شايستهاش، مىباشد؟ آيا بدتر از اين پيدا مىشود كه انسان، يك مشت سنگ و چوب بىارزش را، هم رديف خالق آسمانها و زمين قرار دهد؟
به علاوه، شرك، خمير مايه همه مفاسد اجتماعى است، و ستمهاى ديگر در واقع از آن سرچشمه مىگيرد: هواپرستى، مقامپرستى، و دنياپرستى، هر كدام نوعى از شرك است.
ولى بدانيد عاقبت شومى در انتظار مشركان است «آيا محل و جايگاه كافران دوزخ نيست»؟ «أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ».