تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
اگر انسان بداند و اهل دقت و تحقيق باشد.
و آنها كه دل به اين زندگى مىبندند و به زرق و برق آن مفتون و دلخوش مىشوند، كودكانى بيش نيستند، هر چند ساليان دراز از عمر آنها مىگذرد.
ضمناً، بايد توجه داشت: «حيوان» (بر وزن ضربان) به اعتقاد جمعى از مفسران و ارباب لغت، به معنى حيات است (معنى مصدرى دارد). «١»
اشاره به اين كه: «سراى آخرت» عين زندگى و حيات است، گوئى حيات از همه ابعاد آن مىجوشد، و چيزى جز «زندگى» در آن نيست!.
بديهى است، قرآن هرگز نمىخواهد با اين تعبير، ارزش مواهب الهى را در اين جهان نفى كند، بلكه مىخواهد با يك مقايسه صريح و روشن، ارزش اين زندگى را در برابر آن زندگى، مجسم سازد، علاوه بر اين، به انسان هشدار دهد كه «اسير» اين مواهب نباشد، بلكه «امير» بر آنها گردد، و هرگز ارزشهاى اصيل وجود خود را با آنها معاوضه نكند.
***
در مرحله سوم، به سراغ «فطرت» و سرشت انسانى و تجلى نور توحيد در بحرانىترين حالات، در درون جان انسانها مىرود، و ضمن مثال بسيار گويائى مىفرمايد: «هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند خدا را با اخلاص كامل مىخوانند، و غير او از نظرشان محو مىشود، اما هنگامى كه آنها را از طوفان و گرداب، رهائى مىبخشد و به خشكى مىرساند، باز مشرك مىشوند»! «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ».