تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
سوى لانه حمل و ذخيره مىكنند، و غالباً «گنجشك روزى» هستند، يعنى هر روز جديد، بايد به دنبال روزى تازهاى بروند، و مليونها، ميليون از آنها، در اطراف ما در نقاط دور و نزديك، در بيابانها و اعماق درهها، و بر فراز كوهها، و درون درياها وجود دارند كه همه، از خوان نعمت بىدريغش روزى مىخورند.
و تو اى انسان، كه از آنها براى به دست آوردن روزى و ذخيره كردن، با هوش و تواناترى، چرا اين چنين از ترس قطع روزى، به زندگى آلوده و ننگين چسبيدهاى؟ و زير بار هر ظلم و ستم و خوارى و مذلت مىروى؟ تو نيز از درون اين محدوده زندگى تنگ و تاريك خود، بيرون آى، و بر سر سفره گسترده پروردگارت، بنشين و غم روزى مخور!
در آن روز، كه به صورت جنين ضعيف و ناتوانى در شكم مادر محبوس بودى، و هيچ كس حتى پدر و مادر مهربانت، به تو دسترسى نداشتند، پروردگارت تو را فراموش نكرد، و آنچه را نياز داشتى دقيقاً در اختيار تو گذاشت، امروز كه موجودى توانا و نيرومندترى.
و از آنجا كه رسانيدن روزى به نيازمندان فرع آگاهى از وجود و نيازشان است در پايان آيه تأكيد مىكند: «او است شنوا و دانا» «وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ».
سخن همه شما را مىشنود، و حتى زبان حال شما و همه جنبندگان را مىداند، از نيازهاى همه به خوبى با خبر است و چيزى از دائره علم بىپايان او، پنهان نيست.
***